تبليغاتX
هنر نزد ایرانیان است و بس

هنر نزد ایرانیان است و بس

 

 

باغ دولت آباد یزد
باغـهای با صفا و درخت زارها و جویبارها و چشمه سـارها از دیر بازمورد دلبستــگی مـا ایرانیـها که محیط زندگیمان خشک و نسبتا کویری است بوده، ومردم این سرزمــین همواره به طبیعت و درخت و گل و سبزه عشق می ورزیدند.

شهرهای تاریخی ایران همواره پذیرای حضور باغ در اشکال گوناگون خود بوده‌اند، نحوه حضور و ظهور باغ در شهر دارای ابعاد بسیار متفاوتی است و در هر کجا بسته به محیط ، اقلیم و فرهنگ شکل خاصی را پذیرفته است. از آنجا که گستره باغ ایرانی تنها به تک باغ‌ها خلاصه نمی‌شود و می‌توان ابعاد متفاوتی از حضور این پدیده در زندگی خصوصی و جمعی ایرانیان بر شمرد و از آنجا که مقیاس باغ ایرانی از حیاط کوچکترین خانه‌ها تا مقیاس شهر- پایتخت‌هایی چون اصفهان عهد صفوی جلوه می‌نماید، از این رو جایگاه باغ در شهر ایرانی از اهمیت خاصی برخوردار است.

شـهر یزد از دیرباز دارای باغهای مهم و بزرگی بوده از جمله در تاریخ جدید یـزد از ســی باغ نام رفته است ولی افسوس که اثری از هیچکدام از آنها بر جای نیست.

باغ دولـت آباد یزد یکی از باغهای بزرگ ایران در دل کویر می باشد که دارای مرتفعترین بادگیر شناسایی شده در ایران نیز می باشد. اما جالب توجه ترین بخش این باغ پلان و نحوه تقسـیم کرتـهای اصلی آن می باشد، بطوریکه پـلان بسیار سـاده و حتی از جهاتی مـدرن به نظرمی رسد. این مقاله در پی نزدیک شدن هر چه بیشتر به هـدف یا اهـداف اصلی طراح (طراحــان) آن می باشد.

.

باغ ایرانی

باغ کلاسیک ایرانی باید تمام حواس پنجـگانه را لذت بخشد .تجربه در این باغ هم تجـربه ای جسمـانی وهم روحـانی است. طراحی بـاغ ایرانی به گونه ای صورت می گیرد که رایـحه گیاهان شاداب، نوای غلغله زن آب و پرندگان آوازخوان ،بافت ونسج کاشی صاف و زمین مرطوب ،مزه میوه های آفتاب پرورده و منظره گلها و موزائیک های رنگارنگی که در آیینه حوضهای آرام انعکـاس یافته اند برجسته سازد. این ویژگیها همزمان هم در نمـادین و هم در انتزاعی ترین سطح وهم در مستقیم ترین سطح تجـربی وجود دارند. تجـربه جسمی ادواری است و بر تاثیرات ناسوتی شب و روز و فصول مبتنی است.

باغ ایرانی در پی ترکیب عناصر اصلی شکل دهنده آن در یک دستگاه و منظومه فکری شکل می‌گیرد و در این میان برخی عناصر فرعی به قوام هرچه بیشتر نتیجه این ترکیب و تعریف کمک می‌نمایند. اگر بخواهیم به تعریفی دقیقتر از عناصر اصلی باغ نزدیک شویم باید درجه اهمیت و لزوم حضور هریک از عناصر را مورد نظر قرار دهیم . به این اعتبار عناصر اصلی، عناصری دانسته می‌شوند که بی حضور آنها شکل گیری باغ غیر ممکن است. این عناصر که شامل چهار عنصر (زمین)، (آب)، (گیاه) و ( فضا) هستند وقتی در منظومه فکری معماری ایرانی و با چهارچوب مفهوم و ایده باغ در کنار هم قرار می‌گیرند (باغ) را شکل می‌بخشند. در این مسیر عناصر دیگری نیز ممکن است در شکل گیری باغ مورد استفاده قرار گیرند که یا عناصری فرعی به شمار می‌آیند و یا بخشهایی جزیی و جلوه‌هایی از حضور عناصر اصلی باغ‌اند. (تصویر1 - منظر باغ از داخل کوشک)

 

 

معرفی باغ

باغ دولـت آباد (باغ دولت آباد یزد توسط "محمد تقی خان بافقی" معاصر "شاهرخ میرزای افشار" و "کریم خان زند" در سال 1160 هـ. ق ساخته شد.) واقع در خارج دیوارهای شهر یزد ، یک باغ منظم الشکل است که درحدود سـال 1712 .م به عنوان اقامتـگاه فرماندار شناخته شد . سطح یـازده هکـتاری باغ  به دو بخش تقسیم شده آست: یک باغ خصوصی برای خانواده ویک باغ برای مراسم و ورزش.

اقامتـگاه زمسـتانی خانواده در باغ خصوصی رو به تـابش جــنوب قرار گرفته است در طرف دیگر ،  اقامتگاه تابستانی قرار گرفته است که در سایه قرار گرفته واز آزار هوای بسیار گرم فارغ است و به وسیله پنج حوض ونسیمی که در بادگیرمی وزد خنک می شود. در نواری که میان دو ساختمان و در راستای محور مرکز قرار گرفته است شبدر کاشته شده است و این در حالی است که در دو طرف این نوار درختان گیلاس و انار کاشته شده اند. بخشهای اندرونی و آشپزخانه درکنار دیوارهای باغ تشریفات احداث شده اند.

باغ دولت آباد یزد ... مدتها محل اقامت کریم خان زند بوده و مدتی نیز در دوره قاجاریه عبدالرضاخان یزدی که با شاه زادگان قاجاری بمبارزه بر خواسته بوده در آنجا کروفری داشته و در دوره زندیه و قاجار یه در شمار زیباترین باغها بوده و اکنون نیز وجود دارد. (تصویر2 - منظر محور اصلی  باغ)

شناخت سازمان فضایی باغ

همانطور که در بخش معرفی باغ ذکر گردید ساختار فضـایی از دو بخش تشکیل گردیده، بخش خصوصی و بخش عمومی.

بخش عمومی بوسیله یک محـور قـوی به دو قسمت (کـرت) تقسیم شده است. محـوری که اقامتگاه تابستانی را به اقامتگاه زمستانی متصل می کند. اما چرا طراح بدینگونه با مسئله برخورد نموده؟ آیا این بهترین جواب مسئله بود؟ یا بهتر است بپـرسیم مهمترین دغـدغـه طراح چه بوده؟

در باغ فین کاشان طراح در ظاهر به نوع دیگری با مسئله برخورد کرده است، بطوریکه از تقاطع دو محور اصلی باغ است که یک چـهار باغ شکل گرفته است. اما نکته ای که در اینجا حائز اهمیت می باشد این است که در باغ فـین کاشان هم همانند باغ دولـت آباد، یک محور اصلی وجود دارد به این صورت که محور راستای ورودی، محـوراصلی و قویـتر  محسـوب می گردد و محـور دیگر نسبت به آن محور فرعـی می باشد ، در واقع در ابتدا یک دو باغ  و بدنبال آن چهار باغ شکل گرفته است.

نکته قابل تامل دیگری که در ساخـتارفضـایی باغ دولـت آباد همانند سایر باغهای ایرانـی همچون : فـین کاشان، تـاج آباد نطنز، باغ های شـیراز ... با روبرو می شویم نحوه قرار گیری این محور قوی (شمالی ــ جنوبی) است.

معمار با قرار دادن این محور در راستای طول زمین مستطیل شکل باغ باعث تشدید شدن درک فضـایی از شکلیت (مستطیلی ) بـاغ می شود. چناچه طـول باغ و در نتیجه کلیت بـاغ بزرگتر و با پرسکتیو عمیق تری ادراک می گردد.


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهرسیما  | 

 

 

لند آرت

 

مفهوم بنیادین طبیعت:
تا پایان جنبش رمانتیك مفهوم طبیعت به ویژه مفهوم زیبایی طبیعی متأثر از فلسفه «افلاطون» بود كه تقریباً مرتبط با پندار هارمونی به عنوان وحدت ایجاد شده بین عالم صغیر و گیتی است و بشر جزیی جدا شدنی از آن است.
پیشرفت علوم و مكانیزه سازی مفهوم، منجر به درك علمی از طبیعت شد و طولی نكشید كه استفاده از طرح‌های كمی و كیفی كه به برداشت‌های متفاوت از زیبایي‌شناسی سرعت مي‌بخشد، رایج گردید. اما در هر حال فكر ما پیوسته متأثر از باور رمانتیك ایده‌آل یعنی زیبایی دست نخورده طبیعی است.
در طول تاریخ طبیعت تبدیل به یك مفهوم تلفیقی از تنوعات موضوعی شده است. قطب‌های مخالف نهادین علي‌رغم اینكه حل نشده باقی مانده‌اند ولی به همزیستی ادامه مي‌دهند. در چارچوب جامع چندگانه گرای ما و با وجود پس زمینه تاریخی پیچیده، هر فرد ایده شخصی خود از طبیعت را بسط داده است. این ایده ثابت نیست و با توجه به تأثیری كه جامعه مي‌پذیرد و مطابق با معیارهای فرهنگی متغییر است. بنابراین معنای درست مفهوم طبیعت در مجموعه ایده‌های فردی نهفته است و در نتیجه یك تعریف قاطع از طبیعت غیر ممكن به نظر می آید و مفهوم طبیعت، هدف ایدئولوژیكی مهمی را به عهده دارد و بیانگر تمایلات پیشرفتی و پسرفتی در جامعه مي‌باشد. به كار بردن واژه “
Rousseau” مبنی بر بازگشت به طبیعت برای توجیه گریز به سمت محیط طبیعی ظاهراً دست نخورده، كاملاً پسرفتی است. اما یك تعریف پیشرفتی از طبیعت شاید تعریفی بر پایه فلسفه‌ اخلاقی كه تنوع را مي‌پذیرد و به آن ارج مي‌نهد، اجاره بر خورد احساس ها را مي‌دهد و به تفاوت‌ها احترام می گذارد.
لند آرت؛ زبانی نو در لنداسكیپ:
تمایل به علوم طبیعی در زبانهای غیر گفتاری در حال گسترش است. یكی از پیامدهای اساسی عصر ما رابطه مختل شدة بشر با طبیعت و تهدید جهانی تعادل اكولوژیكی است و جامعه ما كماكان به دنبال راه حلی تكنولوژیك برای حل بحران ناشی از همین تكنولوژی است.!
در چند سال اخیر رویكرد این پیامد در خواستهایی در جهت طراحی مناسب در فضای عمومی را در پی داشته است. هدف، گسترش بحث در مورد مفهوم تغییر یافته طبیعت و كمك به ارتقای ژرف‌اندیشی است. معماری لنداسكیپ مانند هنر باغسازی كه از مهمترین فرمهای هنر بود، خواستاران فراوانی یافته است. حدود صد سال است كه ویژگی زیبایي‌شناسی در معماری لنداسكیپ به جهت رعایت مسایل اكولوژیكی، اجتماعی و عملكردی، تضعیف شده ‌است. عقب‌نشینی به سمت ابزار عملكردی خالص جهت منظرسازی به عنوان شكل معاصر ارتباط، زبانی بین بشر و طبیعت پذیرفته نیست، بلكه جستجوی راهی خارج از این بحران و رد برخورد تكنولوژی خالص با طبیعت منجر به باز پس‌گیری هنر به عنوان ابزار منحصر به فرد ارتباط غیر زبانی شده است. امروزه معماری لنداسكیپ در جستجوی زبانی همخوان با زمان است. موضوع آن ایجاد یك همكاری قوی و سالم برای ارتباط بین بشر و طبیعت مي‌باشد.
لندآرت در تلاش برای باز پس‌گیری طبیعت به عنوان فضایی كه اجازه درك حسی را مي‌دهد و در آن ارتباط بشر و محیط دوباره میسر مي‌شود، در واقع پاسخی است به پرسشهایی پیرامون چگونگی توسعه زبانی نو در لنداسكیپ. در حقیقت در این حیطه، لندآرت به كلمه‌ای مورد پسند تبدیل شده است.

تجارب لندآرت(Land art) جنبشی ویژه در تاریخ هنر است كه اغلب با عنوان works Earth مطرح مي‌شود. این جنبش در اواخر 1960 در ایالات متحده آمریكا آغاز شد، جنبشی مبنی بر اینكه هنر چگونه خلق مي‌شود و درك مي‌گردد. لندآرت، ارتباط مستقیم با محیط طبیعی و مصالح طبیعی دارد. مصالحی اعم از سنگ، چوب، خاك و نظایر آن، اغلب مورد استفاده قرار مي‌گیرند. هنرمندانی چونChristo، Walter De Maria، Michael Heizer،Nancy Holt ،Robert Morris،Robert smithson و جمعی دیگر جزو پیشگامان لندآرت هستند. لندآرت ارائه‌ای جامع از كار این هنرمندان بزرگ و تحلیلهایی گرانبها از این شكل از هنر بنیادین است. معادل این كارها خود زمین است. زمینی كه دستكاری میشود، شخم زده مي‌شود، كنده مي‌شود، شمع زده مي‌شود، تراز مي‌شود، هموار مي‌شود و بریده مي‌شود. با این وجود این پروژه‌ها زمین را با حس بزرگی مي‌آمیزند. در واقع تلاشی در جهت ارتباط با زمین و آغاز فرایند گفتگو با محیط می باشند. این پروژه‌ها در قالب ترسیمات و عكسها به تعداد فراوان ارائه مي‌گردند (شامل ویوهای هوایی كه اجازه مي‌دهند كارها از طریق پرسپكتیوهای چندگانه دیده شوند).

تصویر روبرو: Shiro Hayami, 1927

زمین صاعقه (
Lightuing field) دی ماریا، حصار فرار(running fence) كریستو، منفی مضاعف(double negative) مایل هیزر، اسكلة حلزونی(Spiral Jetty) رابرت اسمیتسون، برج رودن كراتر(Roden crater) جیمز تارل، تونلهای خورشید (Sun tunnels) نانسی هالت، از كارهای معروف در لندآرت مي‌باشند.

طبیعت متریالی برای هنر:
متریال واسطه ای است كه پیام نمادین و فیگوراتیو كار متاثر از آن است. در حیطه هنری متریال نه تنها به اشیای قابل انعطاف، بلكه به عنوان وسیله‌ای جهت انتقال مفاهیم اساسی و تاریخ و اسطوره اطلاق مي‌شود. «خداوند زمین را به ما عطا كرده و ما نسبت به آن بي‌اعتناییم»(والتردماریا). بیش از 30 سال از زمانی كه مروج لندآرت والتردماریا علاقه ویژه خود را نسبت به متریالهای دور ریختنی (متریالهایی كه هنر پیشتر آنها را به عنوان دور انداختنی كنار گذاشته بود) ابراز داشت مي‌گذرد. او به كیفیت منحصر به فرد و جذبه زیباشناسی ویژه زمین به عنوان یك واسطه پی برد. نمومه بارز این مطلب در پروژه “Munich earthroom” در 1968 دیده مي‌شود. او در این پروژه اتاقی به مساحت 72 مترمربع در گالری هنری «فردریش مونیخ» را با 50 متر مكعب خاك پر كرد. سكوت، رطوبت قابل لمس و بوی زمین تمام فضای اتاق را در بر گرفته بود و بازدیدكننده در انتظار به نمایش گذاردن اشیای هنری در یك مسیر بود. اهمیت ویژه توسعه لندآرت در حجم وسیع پروژه‌های “earth works” كه اكثرا خارج از فضای موزه و گالری اجرا مي‌شدند نمایان مي‌شود. نمونه‌های موفق آن شامل «صلح لاس و گاس» والتردماریا و «منفی مضاعف» اثر مایكل هیرز مي‌باشد. شیارهای دماریا (صلح لاس و گاس) در صحرای «تولا» یادآور اولین ردپاهای بشر در تلاش برای پا گذاشتن به سیاره‌ای است كه پیشتر كسی به آن پا نگذاشته بود. هنرمند انگلیسی، ریچارد لانگ كه امروزه جزو یكی از مروجان مشهور هنر لنداسكیپ در اروپا است در سال 1968 با مداخله هوشیارانه خود در لنداسكیپ توجه جامعه هنری را به سوی خود جلب كرد. طرحهای آزاد او تضاد اولیه تمامی مداخلات دیدنی در زمین را جلوه گر ساخت. ریچارد لانگ اساسا راه رفتن در مسیر مناطق بیابانی را به عنوان تعهدی میانجیگرانه كه با تجربه شخصی طبیعت ارتباطی تنگاتنگ دارد در مي‌یابد.

 

زمین، هنر، لندآرت و لنداسكیپ:
آنچه لندآرت را در معماری لنداسكیپ ممتاز ساخته حس خلاقانه آن است (ایده‌های چگونگی پاسخگویی به زمین و ایده‌های هنر و طراحی). در واقع لندآرت وابستگی قدیمی معماری لنداسكیپ نسبت به یكپارچه سازی ظریف و حساس سایت و دورنما را به آن باز گردانده است. توسعه كاربردی این جنبه در كارهایی چون «اسكله مارپیچی» رابرت اسمیتسون در 1970 و ’’ ایندنجرد گاردن’’ یا ’’تریشیا جانسون’’ در 1988 قابل رویت است. ریچارد لانگ و اندی گلدورتی معتقدند هنر شامل بازپروری متریالهای ارگانیك سایت با ساده‌ترین روش ممكنه است (خطی از سنگها، شاخه‌ای از برگها وجود دارد...) در این صورت تخریب اكولوژیكی نیز به حداقل خواهد رسید. حداقل گرایی لندآرت باید با یك هنر طراحی مثل معماری لنداسكیپ كه بسیاری از فرصتهای مدرنیسم را از دست داده یكپارچه شود. علاوه بر همه این موارد، بیشترین جذابیت لندآرت در تأكید ویژه آن بر انتزاع نهفته است. بسیاری از هنرمندان لندآرت مانند نانسی هالت در پارك «دارك استار» و مایكل هیرز در ’’
Effigy Tumuli’’ از فرم انتزاعی استفاده مي‌كنند كه بر بازسازی فرهنگی متریال طبیعی دلالت دارد. بنابراین لندآرت ما را به سمت ایجاد سازگاري‌ امكان‌پذیر بین طرحها و نمونه‌های طبیعی آن سوق مي‌دهد.

ابعاد اجتماعی لندآرت (گریز یا شروعی جدید):
با پایان دهه 60 ایالات متحده به عنوان زادگاه لندآرت در خارج و داخل متوجه بحرانهایی از قبیل اغتشاشات نژادی، شورشهای دانشجویی، ... بود. بحران انرژی و فجایع محیطی در آغاز دهة 70 ذهن امریكایي‌ها را متوجه پایداری منابع طبیعی ساخت. در 1968 جنبش بي‌سابقه‌ای در صحنه هنری آمریكا اتفاق افتاد، تأثیری كه در اروپا نیز تجربه شد. در بیان نقض شدید درك سنتی از هنر و سیستم رایج ارزشهای اجتماعی، هنرمندان آوان گارد جوان از شهر به سمت مناطق بیابانی نوادا كه كمابیش دست نخورده باقی مانده بود حركت كردند. البته رویكرد این اقدام واكنشهای انتقادی متعددی در پی داشت. قابل ذكر است كه گریز طلبی لندآرت (كه ناظر را به سیر و كشف درونی و برونی جهت تجربه اثر فرا مي‌خواند) علي‌رغم تمام مخاطرات و تضاد‌ها گامی است مقدماتی به سوی بازگشت به یك دیالوگ اجتماعی كه افقهای جدیدی را مي‌گشاید و باید در آینده نیز گسترش یابد. لند‌ارت بر خلاف سمبولیسم كهن و احیای اسطوره‌ها در نقطه مقابل محدودیتهای ناشی از دنیای عملكرد گرا و منطق گرا قرار مي‌گیرد. البته شماری از هنرمندان لندآرت بر خلاف پیشگامانی چون میكل هیزر و البته دی ماریا بیشتر به دنبال ارتباط با محیط شهری بودند. ولی در هر حال همگی اینها تأكیدی بود بر عزم راسخ آنها جهت شكستن ادراك متداول از هنر. در حقیقت باید گفت آنچه هنرمندان لندآرت را به سمت نوادا،یوتا، آریزونا، و ..... مي‌كشاند همان فضای بي‌كران، وسعت بي‌پایان و زمینه خنثی است كه به نوعی القا كننده آرامش مي‌باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مهرسیما  | 





Powered by WebGozar

 

فالنامه


براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد

 












 

 

 

 

 

 

 

 

فالنامه حافظ

 

 
براي ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روي يکي از دايره هاي موجود کليک کنيدتا فال خود را مشاهده کنيد